(×××...کلبه شادیها...×××)

متن مرتبط با «زهراء» در سایت (×××...کلبه شادیها...×××) نوشته شده است

زهرا

  • نیلوبلاگ

    ((صبحِ سردِ يك خيال)) مثل مار و طعمه اشپيچ خورده در ميان بازوانبوي تند و تلخِ عطرِ سينه اش گرمِ گرمِ مثل غَـلطْ در ميانِ خون و.............حس ِ شــرمبيخود از تمام دين و دردلحظه ي توقف زمانروي ريل هاي پوك گشته ي زمين عاشقي و..... حرف هاي خوب و نازبوسه از لبانِ خون پريده...................... با نياز لمس تك تك عناصرِ وجودايست دادنِ نفس!خواب رفتنِ ستاره هايِ كنجكاوِ آسمان گم ميانِ بازيِ بغل بغلحس نرمِ دست ، لاي موي بافته ...! روشنيِ صبح سردِ يك خيال...! ٩٥/٧/٢٦...

    ادامه مطلب