گم شدن به ذات خويش
مثلِ چرمِ زيرِ كفش!
ذوب گَشتـنِ هَناسه هاي داغ!
خواندنِ هزارباره ي كتابِ صهيونيسم
عاشقيِ راهبي و دردِ فهمِ صومعه..!
بوسه ي عميـق در وفاي سردِ حادثه
غرق گشتنِ درونِ واژه هاي صادق* و
زخم هاي روح خور !
پوچِ پوچ!
گير كرده در نژنگِ فهم ها..!
درهَم از نفهم ها!
خستگيِ آسمان و بغض!
در صفِ خيال هاي كودكي
با دروغِ سهل
دست و پا زدن..!
حرف هاي ناتمام...!
كــورِ كور!
بوف هايِ دست و رو نَشُستـه ي زمان..!
زهرا- تبريز
و يه نفرينِ زيبا براي من از طرف يك مهربان دوست ...! نفريـــن:
کاش یه شب که زیر تب و عرق میلرزی یه نفر دستت را بگیره و بگه چیزی نیست عزیزم داشتی خواب میديدي ... !
ما را در سایت (×××...کلبه شادیها...×××) دنبال میکنید
برچسب: حرف های ناتمام,حرف های ناتمام ساحل,حرف هاي نا تمام,حرف های ما ناتمام,حرف های ما هنوز ناتمام,شعر حرف های ما هنوز نا تمام, نویسنده: بازدید: 172